كاتب المقالة:عبدالکریم البوغبیش ،طالب دکتوراة بجامعة آزادالاسلامیةفرع علوم وتحقیقات طهران
- الاستاذ المشرف:الدکتور حامد صدقی
- الاستاذالمساعد:الدکتورسید أمیرمحمود أنوار
مقدمة:
یدورموضوع
هذه المقالةحول السّخریة فی شعر الشاعر الکبیر محمد مهدی الجواهری، تحدثت
فی البدایة عن السخریة والاسباب الّتی تجعل الشاعر أوالادیب ان یتخذ هذا
الاسلوب أی الاسلوب الساخر،فلکل شاعر اوکاتب طریقته لبیان الاوضاع
الغیرمرضیة،لربما تجنباًمن الاذی أومن حیث تلّقی المستمع ،فهی قدتکون
اکثروقعاً فی قلوب الناس.وبعدذلک دخلت فی صلب الموضوع وهو القصائدالساخرة
لدی شاعرنا الکبیر الجواهری،للجواهری قصائد کثیرة سخربها من العدید من
کبار الفئةالحاکمة الی جمهور الناس العادین،وهو بسخریته لا یریدالاضحاک بل
التوعیة لما یحدث فی بلاده ،وقد اوردنا بعض قصائده
الساخرةکـ(طرطرا،تنویمةالجیاع،ماتشاؤون،أطبق دجی وکم ببغدادالاعیب).
مطلب پیشنهادی
مطالب منتشر شده
(ملخص)
طلع الجواهری علی القرن العشرین من بیت أسواره الدین وأعمدته العلم والأدب. هذا الشاعر، الثائر، العاشق، الجوال، أنشد ما یقارب عشرین ألف بیتاً بعد أن صال وجال، وكابد وناضل، ونفى وتشرد، عاقر الخمرة، غازل النساء وجاب البلاد. فهو جامع للأضداد یعنی کان المتنبی تارة، والبحتری تارة أخرى، و أبو العلاء مرة، وأبو نواس مرة أخرى؛ عمر بن أبی ربیعة مرة، والشریف الرضی أخرى. نحن من خلال البحث سنتطرق الى جوانب من شخصیته من خلال أغراضه الشعریة التى حصرناها فی:
1- المدح: مدَحَ الجواهری الكثیرین فلم یكن یهدف من ورائه مطامع مادیة أو مواقع اجتماعیة بل یخرج الى آفاق خارج الممدوح، أو یقصد افادة الممدوح وتحذیره أو توجیهه بالوجه الذی یریده.
2- الرثاء: فقد أجاد فیه وأغلبه یتخذ طابعاً سیاسیاً تهكمیاً، أو انتقاداً .
3- الوصف: انه مارس الوصف ورسم صور النهر والنخیل والشواطىء والجبال فقدم لوحات زاهیة فی سماء الشعر العربی.
4- الشعر السیاسی: یعتبر الغرض الاكبر حجماً فی دیوانه، فالسیاسة فی مذهبه لا تعنی سوى، الخوض فی غمار الأحداث التی ترتبط بمصیر الجمیع.
5- الغزل: له وجهة نظر خاص، تختص به فی نظراته للمرأة. رغم ان غزله المكشوف أثار ضجةً، و جدلاً وتساؤلاً كثیرة، فلقد كان یكمن وراءه بواعث ودوافع.
الكلمات الرئیسیة: الجواهری، أغراض الشعر، المدح، الرثاء، الوصف، الشعر السیاسی، الغزل.
خواندن بیشتر .. لم تكن تقنیة (القناع) نَبْتاً منبتاً فی فلاة، بل جاءت نتیجة ولادة
طویلة وعسیرة، بدأت إرهاصاتها الأولى منذ العقد الثانی من القرن الفائت،
حیث امتزجت روافدُ متعددةٌ ومتباینة، بعضها عربی إسلامی، وبعضها الآخر
غربی، مجسدةً وعی الشاعر العربی الحدیث بتراثه دون انكفاء علیه أو ذوبان
فیه، وانفتاحَهُ على الآخر انفتاحَ الواثق من هویته الحضاریة، دون انبهار
یُفْضی إلى حالة استلاب.
ثمة محرضاتٌ متعددة دفعت الشاعر العربی الحدیث إلى الاتشاح بأقنعة
تراثیة، تجلَّتْ فی محرضات سیاسیة واجتماعیة وفنیة، فتخلصت قصیدته من
هیمنة الذات الشاعرة وتدفق مشاعرها، وهشاشة الإنشاء، والإفراط فی الوضوح،
وراحت تمزج مزجاً عبقریاً بین الذاتی والموضوعی، وبین البوح والغموض، وبین
استحضار الماضی وتوظیفه لخدمة الحاضر.
محسن الكندی
جاء "المتنبی " فی عصر متأخر من الحضارة العربیة، التی ازدهرت وفاقت سمعتها أصقاع الدنیا وهو لا بلا شك قد تأثر بالشعراء الذین تغنوا بالمرأة كرمز حضاری له عبقه الشعری الخاص .
وإذا كان حال المرأة فی الشعر الجاهلی صورة جمیلة یزین بها الشعراء مطالع قصائدهم ، وعلاقتهم بها تتخذ طابع التكریم والتقدیر مرة، والتبذل والمجون أخرى، فهی عند المتنبی أیضا على هذا النحو. فقد كانت صورها الحسیة ماثلة فی شعره - كما سنرى - تطفح منها رائحة الغرائز بأجل الصور البدائیة، وبأسلوب یعتمد على التصریح كما نجد تشابها فی المعانی التی طرحت لدى بعض الشعراء الذین جاءوا فی كافة العصور، (كالبحتری وجمیل بثینه ، وبشار بن برد، والطرماح
وغیرهم ) ومعانی المتنبی .
ولو استطردنا فی شرح هذا التماثل فی المعنى الذی طرحه المتنبی فی غزلیاته وجدنا تشابها مع هؤلاء الشعراء، غیر ان المتنبی وصف حبیبته كالشمس فی سطوعها ونقاوتها، وجمالها الأخاذ فی قوله .
إذا كان مفهوم الحماسة یثیر فی الذهن من أول وهلة المعانی
الحافّة بالحرب والقتال فإن الاقتصار على ذلك یغلق منافذ أخرى ذات أهمیّة
یمكن أن توضّح أبعادا أكثر اتساعا تشمل مفاهیم الشدّة والشجاعة والقوّة
بما قد لا یتصل إطلاقا بجوّ المعارك والقتال. وهذا من شأنه أن یجعل من
المسألة قضیّة واسعة تتطلب من الدارس للشعر العربی أن یستقرىء أكثر من
توجّه فی هذا النطاق.
وقد یتوهّم البعض منّا أن الغرض البارز فی
موضوع الحماسة إنما هو شعر الفخر بالأساس وربّما یتعدّاه إلى شعر المدّح.
غیر أن المنطق المتأنی یمكّن من تبیّن أنّ الحماسة قد تكمن حتى فی شعر
الغزل بماهو استعراض من بعض الجوانب لحال العاشق الذی یفرض على نفسه
الجهاد والصبر والمكابرة ومواجهة الصعاب للوصول الى متطلبات رحلته
الوجدانیّة. ویكفی أن نذكّر فی هذا السیّاق بتقدیم عنتره نفسه فی صورة
البطل الأرقى الذی یفرض على المرأة الإعجاب به والاحترام.
ولد علي بن محمد بن صالح بن ابراهيم الجارم بمدينة رشيد سنة \ 1881م
والده الشيخ محمد صالح الجارم أحد علماء الأزهر والقاضي الشرعي بمدينة
دمنهور والمتوفي عام 1910م ، وكان جده ابراهيم الجارم ملاذا لابناء
المدينة من جور الحاكم التركي فيها 0
و رشيد مدينة مصرية تقع على
الناحية القصوى من الشاطئ الغربي للنيل ، اي فرعه المسمى فرع رشيد ، تستمد
منه الحياة و الجمال والجلال وتمزج بحقائق التاريخ الحديث وقال فيها\
أرشيد يا بلدي ويا ملهى الصبا
بيني وبين مدى الضبا أعوام
أيام لي في كل سرح نغمة
وبكل ركن وقفة ولمام
ألهو كما تلهو الطيور حديثها
شدو ورف جناحها أنغام
بالا رفتن سن ازدواج در سالهای اخیر به خصوص در مورد
دختران یکی از مشکلاتی است که دغدغه بسیاری از دختران را به دنبال داشته است. در با
خانم شفایی، روانشناس و مشاور خانواده دلایل و راهکارهای آن را بررسی کرده است.
دختران دانشجو نیاز به ازدواج دارند ولی شرایط ازدواج فراهم
نیست، خود دختران چگونه میتوانند به بهبود این وضعیت کمک کنند؟
در واقع کل سیستم جامعه است که باید به این وضعیت بهبود ببخشد و خانوادهها نیز
هستند که به بهبود این وضعیت کمک میکنند و این اتقاق برای همهٔ دختران ما در حال
رخ دادن است نه تنها دختران دانشجوی ما شامل حال پسرها هم میشود، بنابر این
مسئلهای که وجود دارد نه تنها دخترها تن به ازدواج نمیدهند بلکه پسرها نیز از
این دایره مستثنی نیستند و در کل نرخ ازدواج برای جوانان پایین آمده است.
خیلیها فکر میکنند که درست از لحظهای که خطبه عقد جاری شد، دیگر تمام مرزها از بین میرود و زن و شوهر باید بدون هیچ حرف ناگفتهای زندگی عاشقانهشان را شروع کنند! در دایره لغت این افراد، رازداری بعد از ازدواج جایی ندارد و معتقدند که زن و شوهر هیچ چیز را نباید از هم مخفی نگه دارند.
این صداقت خالصانه خیلی ستودنی است اما وقتی رنگ و بوی افراط و صداقت محض به خود میگیرد، کم کم شبیه یک ساده لوحی پردردسر میشود که ممکن است مشکلات زیادی برایتان به وجود آورد. همان طور که در مثل داریم:
جز راست نباید گفت *** هر راست نشاید گفت خواندن بیشتر ..
صنت نفسی عما یدنس نفسی
و ترفعت عن جدا کل جبس
لغت: النفس: روان. الجدا: بخشش. الجبس: پست و ترسو
معنی: روان خود را حفظ کردم از آنچه چرکین و آلوده می کند این روان را و خود را بالا گرفتم از بخشش هر آدم فرومایه و پستی. (خود را از قبول بخشش هر پست و فرومایه بالا گرفتم ).
2- و تماسکت، حین زعزعنی الدهر
التماسا منه لتسعی و نکسی
لغت: تماسکت: ماندم. زعزعنی الدهر: روزگار مرا به شدت حرکت داد. التعس: بدبختی و نابودی. النکس: بازگشت بیماری، سقوطی که سرپائین باشد و پاها بالا قرار بگیرد و اینجا به معنای شکست و سرنگونی است.
معنی: در آن هنگام که زمانه مرا به قصد سرنگون کردن و نابودی لرزاند خود را استوار داشتم و در برابر حوادث روزگار پایداری پیشه ساختم.
3- بلغ من صبابه العیش، عندی
طففتها الایام تطفیف بخس
لغت: ابلغ: جمع بلغه: مقداری از خوراک که آدمی را بسنده باشد، قوت لایموت. الصبابه ی: باقی مانده چیزی. تطفیف: کم فروشی کردن، پیمانه را پر نکردن. البخس: ناقص و کم.
خواندن بیشتر ..شایان ذکر است مجموعه ای که هم اکنون در اختیار من می باشد شامل بیش از 4000 کتاب پی دی اف شامل جدیدترین کتابها می باشد که بیشترین این کتابها در حوزه ادبیات معاصر عرب ونقد می باشد ، هم چنین دیوانهای اکثر شعرا از جاهلی گرفته تا معاصر موجود می باشد.
دوستان می توانند موضوع پایان نامه یا مقاله خود را به ایمیل زیر ارسال کنند سپس لیست کتابهائی که احساس می شود مناسب کار شماست برای شما ارسال خواهد شد وشما از بین آنها کتابها را انتخاب می کنید تا برای شما ارسال شود.
ضمنا به خاطر حجم بسیار بالای کتابها تا کنون موفق به تهیه لیستی از آنها نشده ام که به زودی ان شاالله این لیست در وبلاگ قرار خواهد گرفت.
ایمیل:habibkeshavarz@gmail.com
تلفن تماس:09124789649
