سال گریز و انتظار
فصل شکستن فلز
سال سیاه دو هزار
سال سقوط عاطفه
تا بی نهایت زیر صفر
نهایت معراج ذهن
اندیشه ی تفسیر صفر
تو ذهن ماشین های سرد
معنای عشق و احتیاج
روی نوار حافظه
یعنی یه درد بی علاج
سال به بن بست رسیدن
پنجه به دیوار کشیدن
از معنویت گم شدن
تن به غریزه بخشیدن
قبیله یعنی یه نفر
همخونی معنی نداره
همبستگی خوابیه که
تعبیر فردا نداره
سال سقوط سال فرار
سال گریز و انتظار
پاییز تلخ و بی بهار
سال سیاه دو هزار
سالی که خون تو رگ ها نیست
قلب فلزی تو سینه ست
وقتی که تصویر زمان
شکستگی یه اینده ست
قبیله یعنی یه نفر
همخونی معنی نداره
همبستگی خوابیه که
تعبیر فردا نداره
تو اون روزایی که می آد
کسی به فکر کسی نیست
هر کی به فکر خودشه
به فکر فریادرسی نیست
همه به هم بی اعتنا
حتی به مرگ همدیگه
کسی اگه کمک بخواد
کی می دونه اون چی می گه
توی کتابای لغت
سفیده برگ ها همیشه
نه دشمتی نه دوستی
هیچی نوشته نمی شه
این ناگزیره واسه ما
سیر صعودی تا سقوط
همیشه قصه ی صدا
تمومه با حرف سکوت
وقتی که ایینه ی عشق
سیاه بشه زیر غبار
وقت طلوع فاجعه س
می رسه سال دو هزار
كلمات / اردلان سرفراز
الحان وتوزیع / منوجهر جشم آذر
سنة السقوط ...سنة الهروب
سنة الخداع والانتظار
عصر ولادة المعادن
سنة (الفین) السوداء
سنة سقوط العاطفة
الى ال (مالانهایة) ...تحت الصفر
نهایة معراج العقل
الفكر المفسر یساوی صفراً
تبقى معانی العشق
فی عقول الالآت الجامدة
فی الآشرطة المسجلة
یعنی كل ذلك
انها آفة بلا علاج!!
* * * * * *
سنة الوصول الى الطرق المسدودة
الاصطدام بالحیطان
التولی عن المعنویات
وتسلیم الجسد للغرائز
القبیلة تصبح شخصا واحداً
لایوجد معنى للقومیة
الروابط الاجتماعیة تصبح
حلما لایعبر عن الغد
سنة السقوط ...سنة الهروب
سنة الخداع والانتظار
الخریف مر ولیس هناك من ربیع
سنة الفین السوداء
سنة فقدان الشرایین للدم
الصدور تحوی قلوبا معدنیة
تفسیر الزمان عبارة
عن تحطم مرآة
القبیلة تصبح شخصا واحداً
لایوجد معنى للقومیة
الروابط الاجتماعیة تصبح
حلما لایعبر عن الغد
فی تلك الأیام المتوقعة
لا یفكر احد بالآخر
الكل ملتهی بنفسه
ولا یفكر بأن یغیث الآخر
لایراعی احد الآخر
حتى فی ساعة الموت
حین یطلب احدهم النجدة
من یفهم ماذا یقول هو؟!
فی كتابات جمیع اللغات
هناك فقط صفحات بیضاء
لا من صدیق ..لا من عدو
لیست هناك من كتابة
هذا التنافر لنا
عبارة عن صعود حتى السقوط
قصة الصوت دوما
تنتهی بكلمة السكوت
* * * * * *
حین تسوًد مرآة العشق
تحت الأتربة
انها وقت طلوع الفاجعة
وبذلك نكون قد وصلنا
لسنة 2000 منقول: http://www.nagam.org/showthread.php?t=801
